محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

290

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و نيروى بسيار داشت و تيرش از طبرستان تا رود بلخ رسيد و آنجا افتاد ورود بلخ حد تركان ، پسران طوج و پسران ايرج شد و از تير ارشسياطير جنگ ميان افراسياب و منوچهر به پايان رسيد . گويند : منوچهر از صراة و دجله و رود بلخ نهرهاى بزرگ جدا كرد و به قولى همو بود كه فرات بزرگ را حفر كرد و مردم را به كشت زمين و به آبادانى فرمان داد و تير اندازى را به كار جنگاوران افزود و سالارى آن را به ارشسياطير سپرد به سبب تيرى كه انداخته بود . گويند : چون سى و پنج سال از پادشاهى منوچهر گذشت تركان به اطراف قلمرو وى دست اندازى كردند و وى قوم خويش را ملامت كرد و گفت : « اى مردم شما همگى مردم ، زاده نشده‌ايد كه مردمى به تعقل است و دفع دشمن ، اما تركان به اطراف شما دست اندازى مىكنند از آن رو كه شما از پيكار دشمن باز مانده‌ايد . خداى تعالى اين پادشاهى به ما داد تا امتحانمان كند ، اگر سپاس داشتيم فزونمان دهد و اگر كفران كرديم كيفرمان دهد . ما خاندان عزت و مظهر پادشاهى خداييم چون فردا شود آماده باشيد . » گفتند : « چنين كنيم . » گفت : « پس برويد . » و چون روز ديگر شد سران مملكت و اشراف اساوره را بخواست و سالاران قوم را بار داد و موبد موبدان را احضار كرد و بر كرسى مقابل تخت خويش جاى داد آنگاه بر تخت ايستاد و بزرگان مملكت و اشراف اساوره به پاى ايستادند . گفت : « بنشينيد كه من ايستادم تا سخن خويش را به گوش شما برسانم . » پس بنشستند . منوچهر گفت : « اى مردم خلق از آن خالق است و شكر خاص منعم است و اطاعت سزاوار قادر است و هر چه شدنى است انجام پذيرد و مخلوق طالب باشيد يا